عاشقه عشق
تا عشق هست زندگي بايد كرد
سلام سلام ای یار و غمخوار قدیمی توبامن دوره کردی کودکی را مرو بردی به باغ آرزوها.... وای خدا یادش بخیر چقدر دوره ابتدایی ما این شعر رو تمرین کردیم واسه روز معلم. یکیمون فلوتش رو میزد.یکیمون تکخون بود خلاصه کلی کیف میکردیم از اینکه به یه بهونه ای کلاس رو میپیچوندیم و میرفتیم کیف و حال.توی این کارا استاد بودم ها.. اما آخ آخ آخ وای به روزی مشق نمینوشتم فقط میدونم چه جوری بود همیشه خدا من یکی مشق نمینوشتم. یادمه ریاضی هم بود هر چند باری که تکلیف ننوشته بودم . معلمم مینداخت بیرون از کلاس میگفت بشین روی زمین کنار در کلاس دفترمم میداد بهم با جامدادی و کتاب میگفت وقتی توی خونه توی جای گرم نرم نمینویسی لیاقتت همینه!! حالا تمریناشم لامسب تموم نمیشد که آخه خداییش زور داشت تمرینهای دورهای ۲۰تا سوال بشینی بنویسی هم سوال هم جواب.خلاصه زنگ میخورد همه بچه هامون میومدن بیرون منو میدیدن روی زمین چه ضایع بازی میشد.بیچاره من!! با هزارتا بد بختی سرشون رو شیره میمالیدم.حالا میرفتم توی خونه هم جیکم در نمی اومد. این جریان مال زمانیه که من کلاس چهارم به سر میبردم حالا توی مدرسه غیرانتفاعی منطقه اونم۲!! بگذریم نمیدونم چی شد بحث کشید اینجا!! اوضاع روحیم فجیع خرابه !! آره مثل همیشه تازگی نداره!! ۲۱ام تلفن خونه مون سر اذان مغرب زنگ خورد... بله؟ -سلام!ببخشید الهام هست؟؟ بله خودمم!! سلام الهام تویی؟؟ خوبی؟؟ اِ تویی مهشید؟؟چه عجب اون مرآت هات رو واسه چند دقیقه گذاشتی کنار به ما زنگ زدی؟؟ آره. امروز من مدرسه نبودم اما نیلوفر زنگ زد گفت پشت بلندگو یکی از بچه ها اعلام کرد که مادر خانم جعفری به رحمت خدا رفتن... واااااااااااااااای اون که حالش بهتر شده بود !! کی؟؟ چه جوری؟؟ نمیدونم فقط گفتم بهت خبر بدم همین کاری نداری خداحافظ. تق! ................................................. گوشی رو قطع کرد. وای منو میگی مغزم از کار افتاد گفتم نکنه دارن شوخی میکنن !!آره حتما!!اگه راست میگفتن سهیلا بهم میگفت!! هی داشتم توی مغزم با کلمات بازی میکردم.گفتم خوب بذاریه یامک بزنم به خانم ابو..... زدم جواب نداد مثل همیشه!! به سهیا که پیامک تسلیت زدم سریع زنگ زد گفت کی مرده مگه؟؟ گفتم که آره مامان....... بدبخت هول کرد و اونم تق! تلفن رو قطع کرد خلاصه ۱۰شب فهمیدیم آقا خبر کاملا صحت داره و فقط ما دوتا بیخبر بودیم. البته زیاد تفاوتی واسه من نداشت چون ختم مسجد الرسول توی سعادت آباد بود و ما آزادی!! مامانم گفت نمیزارم بری!! منم که با این خبر کاملا آمار خبرهای وبم توی اون روز رفت توی هزارتا قاطی کردم و ..... خلاصه اینکه این همه فک زدم تا الان که برسم به نقطه نهایی اینکه : به عشقم تسلیت بگم و بگم امیدوارم انقدر خوشحال باشی توی خوشحالی غرق که وقتی خبر بدی هم بهت بدن از شنیدنش زیاد بهم نریزی!! ببخشیفکر کنم گند زدم به قول بچه ها(چیزه شعر)گفتم!! ................................................................ خوب رفتیم سراغ یه موضوع که دارم دیوونه میشم ازش. چرا دختر با یه پسر دوست میشه غیر از اون بعد..... اگه حساب کنیم چرا؟؟ مگه غیر از اینکه میخواد باهاش درد و دل کنه توی آغوشش بگیره و توی آغوش اون گریه بکنه البته این مال زمانی هست کهدل دختر از خانوادش پره از همه چیزحالا!و اما پسرخوب اونم یه همچین حسی رو باید داشته باشه مگه نه؟؟ اما هرکی به من میرسه میخواد با من درد و دل کنه و من هی بهش دلداری بدم تا بهش میگم حالا من میخوام باهات دردو دل کنم میگه من خودم یکی رو میخوام باهاش درد و دل کنم.یا با خانوادش مشکل داره یا با مدرسه یا سر کار.همین غیر از اینه؟؟پسر یه شانسی که داره اینه که توی خونه اگه بزرگه باشه یا با باباش راحته یا با مامانش اما دختر!!با هیشکی حداقل من یکی اینطوریم!! تا میخوام حرف بزنم مجبورم دهنم رو ببندم تا اون حرف بزنه وقتیم حرفش تموم میشه میگه کاری نداری خدافظ.از هیچی شانس نیاوردم نه برادر نه مادر نه در نه حالا یکی توی مفامیل که با اون درد و دل کنم بریم با هم بیرون و کلی کار دیگه....نه از دوست!! دوست که چه عرض کنم رفیقمونم زبرابمون رو میزنه جفتک میگیره جلومون تا با سر بخوریم زمینشاید فراموشی بگیریم و نفهمیم کی جفتک انداخت.... هی روزگار واقعا هم روزگار..... ببخشید اگه این آپم چرت بود. راستی امسالم عاشق معلمم شدم ولی این یکی مرده!! معلم ریاضیم. ۲۵ سالشه ازدواجم نکرده!! همه فن حریفه از نظر علمی تیپشم بد نیست اما آخ شیکم نگو که میشینه روی صندلی قشنگ ۳تیکه میشه !! نفر اول المیاد نجوم !! رتبه ۴کنکور!! فیزیکش رو سال ۸۵ توی کنکور۱۰۰ زده!! ریاضیش هم ۹۹!! حال کنید کیو یپدا کردم!! حالا جو گیر شدم میخوام کار اون دختره که توی کلید اسرار کرد؟؟ روی ورق امتحانیش نوشت مگه جرمه؟؟ بعد معلمش پرسید چی جرمه؟؟ گفت عشق!من شما رو دوست دارم!! اما اگه این کارو بکنم بیچاره میشم همینجوری کامیار معلوم نیست تا آخر سال بمونه ایران یا نه اگه اینم بگم میزاره میره!! آخه دانشجوی دکترای دانشگاه (یو.تی.ام) مالزیه!!! راستی نگفتم اسمش کامیاره!! .................................................... دعا کنید فردا گاج آزمون دارم!! بد بختم اگه شیمی زیر۸۰ بزنم ریاضی زیر۶۰ فیزیکم زیر۷۰!!مدرسه ننه و بابا و هفت تا نسل بعد و قبلمم میاره جلو چشم!! اول از همه تولد دوست عزیزم ثمن مبارک آخه اون ناسلامتی دوروز از من بزرگتره دیگه!! حالا تولد خودم تولدم مبارک از همتون ممنونم که اومدید و رسم وفاداری رو ثابت کردید امسال هم مثل پارسال نه کیکی در کار بود نه تبریکی واسه تولدم تازه یه چیزی هم بهشون بدهکار شدیم. خلاصه یکی از دوستام پنجشنبه تا ساعت ۱۰/۱۲ بیدار بود تا فقط به من تبریک بگه اولین تبریک رو دوست دوران ابتداییم داد. دومیشم یه دوست.سومیشم یکی از دوستهای دوران ابتداییم که ۲سال است نه من زنگ زدم نه اون اونم جمعه زنگ زد و تبریک گفت. خلاصه نزدیکترین افراد بهم تازه جمعه شب بهم گفتن تولدت مبارک. اما من گفتم تلافی میکنم سال دیگه یه تولدی بگیرم که از اون طرف هم حال اونها گرفته بشه!! اما بازم ممنون از همتون!! سوپرماركت هايپر استار توسط اشخاص ژاپني و چيني افتتاح شد البته افتتاحيه اصلي كه مغازه هاي &diesel addidas و.... خلي از مغازه هاي ماركدار است عيدفطر افتتاح ميشود اما حالاهم بقيه جاهاش مشغول به كاره... يه چيزي در حد 6برابر زيبا تر و جذابتر از شهروند و رفاه..... با پاركينگ رايگان آدرس: بزرگراه شهيد ستاري-خيابان فردوس غرب-خيابان بهار جنوبي- خيابان ارم شرقي از اينجا به بعد هم علامت داره كه هايپر استار افتتاح شد... پيشنهاد ميكنم بريد اونجا..... هرچيزي كه منو يادش بندازه متنفرم...... منظورم در اينجا هما نيست كس ديگه ايه!! ديوانه شدم از همه دوستام كه يه روزي ميپرستيدمشون متنفرم از دوستاي به اصطلاح بامعرفت و بي اصطلاح بي معرفت بدم مياد.... نميدونم ديگه كي دوستمه كي دشمن..... كه منو واسه خودم ميخواد كي واسه پول...... واي كه خدا مغزم ديگه داره از بودن اين همه سوال ميتركه اين همه اعصاب خوردي؟؟!! رسيده به بينيم و كم كم ميخواد از دهنم بزنه بيرون مغزم.... چقدر يه آدم ميتونه نامرد باشه چقدر ميتونه پست باشه..... سه دفعه همين تجربه رو پيدا كرده بودم اما بازم آدم نشدم و رفتم پي يه عشق كه فكرميكردم دوطفه است اما نگو اون وسطها واسه يكي شد سراب و واسه يكي عشق محض..... خسته ام...... از كلمه عشق..... اصلا وجود داره همچين چيزي؟؟ عشقي كه آخرش به دادگاه و طلاق نكشه..... يا توي فيلمهاس؟؟؟ عشق سرابه كه يعني اگه تا الان برام نبوده از الان به بعد هست..... يه سراب به تمام معنا.... يه سرابي كه آخرش يكي خودشو ميكشه و يكي كه ديگه يه ذره جنبه اش بالاس ميره تيمارستان و اون يكي كه آخر ظرفيت و. جنبس بعد شكست سعي ميكنه با چسب دوقلو چيني خاطراهاشو بچسبونه و ديگه كمكم از فكرش بزنه بيرون اينها واسه ما كارسازنيست.... اميدوارم باشه در يه چيزي كاملا موندم!! اينكه وقتي پشت تلفن بهم گفت دوست ندارم و نميخئوام وقتي قطع كردم اصلا ناراحت نشضدم برعكس دفعت قبل فاش ميگفتم و از گفته خودم دلشاد بودم!! دوستام گفتن شايد چون ته دلت گواه ميده كه برميگرده اينطوري شدي!! اما من گواهي نميبينم.... درسته كه آخر هوسبازي به يه جايي ميرسه كه....... كه كله هر آدمي وقتي بخوره به سنگ چخماق ميتركه اما با همه اينها آرزو ميكنم كه آخر هوسش بخوره به ابر و پنبه چون نميخوام اتفاقي براش بيفته اگر روزي بهم نرسيديم اسمش رو روي پسرم ميذارم اين تنها كاريه كه ميتونم با اون خاطراتم و زنده كنم و هميشه تا پسرم و صداش ميزنم ياد صدا زدنهاي اون بيفتم.... ............................................................................................................ دلم ميخواد برم بهشت زهرا سرز خاك خواهر هما سر خاك معاونم خانم صالحي..... اما حيف كه تا آدم سنش كمه و ازدواج نكرده رسم و رسومات خانواده جلو دستو پاشو ميگيره بعدم كه ازدواج ميكنه ديكتاتور بازيهاي شوهره دمار از روزگارش در مياره..... خدا كنه همه دخترهايي كه مثل من هستن از شوهر ديگه شانس بيارن و كارشون به آفتابو مهتاب نديدن توي خونه شوهر نكشه.... ...................................................................................................... اين آپم هم مثل آپ هاي قبليم بي سر و ته بود.... به بزرگواري خودتون ببخشيد...... روحش جداً شاد.....

| Design By : Night Skin |


